تبليغاتX
10بهمن روز حمایت از دانشجویان دربند - اعلام سراسری حمایت ها... ندای آزادی شما!
تا آزادی دانشجویان دربند

ولیکن عزت آزادگی  را نگهبانیم٬ آزادیم٬ آزاد!

آزادی بی اجازه می آید این روزها به سراغمان و ما در عجبیم از آمدنش! به جشن آزادی دوستانمان شاد شده ایم! اما لحظه ای و تنها لحظه ای از یاد نخواهیم برد دیگر یارانمان را در بند... ۱۰ بهمن بی شک روزی خواهد ماند برای آزادی! برای آزادگی و تداوم خواهد داشت در همه ی روز های دیگر سال... تا همیشه ی جاوید٬ تا... زمستان می رود٬ برای احساس رفتنش دیگر به هیچ هم نیاز نیست٬ آری!آمده بود٬ این بار سخت تر٬ سردتر و سخت تر٬ ماندنی تر  و نرفتنی تر٬ ندا سر دادیم! آمده ای به خون خواهی؟ پس٬ بنوش ای برف٬ گلگون شو٬ برافروز٬ که این خون٬ خون ما بی خانمانهاست٬ که این خون٬ خون گرگان گرسنه است٬ که این خون٬ خون فرزندان صحراست٬ در این سرما٬ گرسنه٬ زخم خورده٬ دویدیم آسیمه سر بر برف٬ چون باد٬ ولیکن عزت آزادگی را نگهبانیم٬ آزادیم٬ آزاد! اما حالا دیگر باید بروی٬ می روی و سیاهی ات به خودت می ماند٬ دوستانمان آمده اند... علی٬ کیوان٬ نسیم٬ روزبهان و... بازگشته اند و وقت رفتن تو و پلشتی هایت است٬ تو می روی و ما تا آزادی با هم می مانیم... تا آزادی... تا همیشه ی آزادی و جاودانگی آزادی... تا بهاری مانا...

پریسا مزینانی

-------------------------------------------------------------------

آواز پرنده در قفس؛ يعني ما
 

قــانون‌شكني به‌ نام دين؛ يعني تو

 

زندان و شكنجه همچنين؛ يعني تو

 

آواز پرنده در قفس؛ يعني مـــــــــا

 

اين عربده‌هاي آخــرين؛ يعني... تو

 

علیرضا کرمانی

-------------------------------------------------------------------

 جاي ِ دانش جو دانش گاه است.

به مناسبت ۱۰ بهمن روز هم بستگي ي وبلاگ نويسان با دانش جويان در بند

كار ِ دانش جو، جستن ِ دانش است. جست و جويي براي ِ بالا بردن ِ سطح ِ دانش ِ خود. سياست مدار با قدرت سر و كار دارد. مي خواهد با كسب ِ قدرت به اصلاح ِ امور بپردازد. (در حالت ِ ايده آل). كار ِ روحاني، وعظ و خطابه ي ِ ديني است. او مردم را با پيام و رسالت ِ اديان آشنا مي سازد. او عالم ِ ديني است، به مردم ترك ِ دنيا مي آموزاند، و وعده ي ِ بهشت مي دهد و بيم ِ دوزخ.

از زماني كه تخصص پديد آمد، هر گروه و صنفي، كاري در پيش گرفت.

امروز دانش جو زنداني است. اگر كار ِ دانش جو، پژوهش و تحقيق و تحصيل ِ علم باشد كه هست، پس او در زندان چه مي كند؟ زندان مكان ِ تاديب و تنبيه ِ خطا كاران است. دانش جو را آن جا چه كار است؟

بهزاد مهرانی - ادامه مطلب

-------------------------------------------------------------------

"۱۰ بهمن

حمایت خواهیم کرد از دستانی که به جرم اتحاد در انزوا به سر میبرند و میستاییم آنانی را که با خونشان حیات در رگ های خشکیده ی مرزی می چکانند که سالهاست ضحاک با روح اندیشه خواری و عدالت ستیزی بر آن حکم می راند.
آنانکه در صددند نور را از میان پیچکهای ابتذال به سرزمینی ببخشایند که در آن انبوه مردگان زندگی را تجربه میکنند. کسانی که با سلاح آگاهی زنجیر اسارت را خواهند گسست.
 
تقدیم به احمد قصابان - مجید توکلی - احسان منصوري و همه ی دانشجویان دربند"
 
شهره شفيعي
 

-------------------------------------------------------------------

 

 

به استقبال روزهمبستگي با دانشجويان دربند

اتحاد بلاگر های ایرانی

 

در آستانه دومين ماه بازداشت تعداد زيادي از دانشجويان دانشگاه هاي كشور توسط مقام هاي قضايي جمهوري اسلامي، ‌بلاگر هاي ايراني تصميم گرفته اند روز 10 بهمن را به حمايت از اين دانشجويان اختصاص دهند.‏

آرش سیگارچی - ادامه مطلب 
 
 
-------------------------------------------------------------------
 
دانش جویان را آزاد کنید


در تاریخ باستان‌مان، امروز را؛ 10 بهمن ماه را، جشن سده نام نهاده بودند. جشنی که در آن شعله های آتش به نبرد با زمستان برمی‌خاستند. جشنی که مناسبت آن به گذشت صد روز از زمستان (از آغاز آبان) باز می‌گردد و به انتظار پنجاه روز باقی‌مانده تا بهار پرطراوت.


اما امروز جشنی نداریم و همه ماتم است

از ابتدای زمستان امسال که زودتر از همیشه در ایران جاری شده سرمای استخوان سوز زمستانی همراه شده با زمهریر سخت تمامیت خواهی و استبداد.


دوستان‌مان به زمستان ساخته‌گی خودکامه‌کان به زندان اندرند و ما به انتظار آزادی‌شان نشسته‌ایم و نمی‌خواهیم پنجاه روز دگر صبر پیشه کنیم. آزادی‌شان را همین امروز خواستاریم و همین امروز پایان این زمستان بی آزادی را می‌خواهیم.


دوستان‌مان را آزاد کنید - مجتبی سمیع نژاد
 
 
                      ----------------------------------------------------------------
 

... و هيچكس نمانده بود

 

من دشمن تو و عقايد تو هستم اما حاضرم جانم را براي آزادي تو و عقايد تو فدا کنم. 

ژان ژاک روسو

 

شمار بسياري از ياران دبستاني‌مان هنوز در بندند. صرف نظر از تفاوت‌هاي فكري و عقيدتي با بسياري از آنان، اميدوارم هرچه زودتر زمينه‌ي آزادي آنان فراهم شود تا در فضايي آزاد امكان مناظره و نقد ديدگاه‌ها فراهم گردد. روز ۱۰ بهمن روز اعلام حمايت و همبستگي وبلاگ‌نويسان ايراني با دانشجويان در بند نام نهاده شده است، به همين بهانه، دوستان گرامي و هم‌انديشم را به همبستگي براي آزادي ياران دبستاني دعوت مي‌کنم و از آنان نيز مي‌خواهم که ۱۰ نفر از دوستان خود را به اين حمايت سراسري دعوت کنند ... باشد که آزادي ارمغان اين حرکت انساني باشد.

 

 

ایرانفرا - ادامه مطلب
 
 ----------------------------------------------------------------
 
این، ذهن من است که ثانیه ها را می شمارد...  

آزادیتان را خواهانیم. بی هیچ قید و شرطی، بی هیچ وثیقه و کفالتی!

شما خسته بودید. شکسته. برایتان شاید زندان نه که پشت میله بودن، توی این شهر، بودن بود! نفستان گرفته بود از اینهمه دود. آدمها دور بودند. شاید چیزی توی انفرادی جا مانده بود. شادی و اعتماد به نفستان شاید! چیزی توی انفرادی شکسته شده بود. حرمت و انسانیتتان حتماً! آقایان دانشجو! حالا مرد شده اید! حالا دیگر از شلاق نمی هراسید! انگار دیگر از مردن در سرزمینی که در آن "مزد گورکن از آزادی آدمی افزون تر باشد" هم ترسی ندارید. که اینجا سرزمین مرده هاست.... 
 
 
اشکان منفرد - ادامه مطلب
 
 ----------------------------------------------------------------
 

هم نام من این روزها به نام توست

 

۱0بهمن به نام دانشجویان در بند است، آنان که جرمشان اندیشه است و مگر نه قرار است اندیشه آزاد باشد. اما مرگ هدیه ای است...

محسن کدیور آن روزها که تازه از بند بیرون آمده بود می گفت: زندان کوچک است و بزرگ فرقی ندارد تو در کدامین زیست می کنی وقتی اندیشه ات را به چار میخ می کشند.

۱۰بهمن روز دانشجویان دربند است. روز دانشجویان زندانی، روز دانشجویان تعلیق شده و روزی برای آنان که برای اندیشه مبارزه می کنند. نام آماتور تا ۱۰ بهمن دانشجویان در بند خواهد بود.

 

حمید مافی - ادامه مطلب

 
 
 ----------------------------------------------------------------
 

نمی دانم از کجا باید شروع کنم و چه بگویم، شاید همان حرفهای تکراری و همیشگی که فقط بوی یأُس و ناامیدی میدهد و بس...!

اما تا کی؟ مگر چند روز زنده خواهیم بود که اینگونه نسبت به اطرافمان بی تفاوت هستیم؟ چرا از آفتاب حقیقت گریزانیم؟

آخر چه می شود ما را که اینگونه تاریخ کهن خود را از یاد میبریم؟

چگونه میتوانیم کوروش کبیر را به همراه یادگاری های جاودانه اش از یاد ببریم؟ حتی نام کوروش را هم کم کم به دست فراموشی می سپاریم.

در کتابهایمان فقط نام کاوه آهنگر را خوانده ایم اما نمیدانیم چرا کاوه قیام کرد، یعنی نخواستند که بدانیم! چرا که هیچ ضحاک زمانه ای نمی خواهد کسی چون کاوه در برابرش قد علم کند.

 

دانشجویان دانشگاه بین المللی قزوین - ادامه مطلب 
 
 

.مطالب خود را جهت انتشار در بلاگ به آدرس ایمیل کمپین ارسال نمائید
 
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 23:55  توسط حمایت از دانشجویان دربند